چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم...
راستی اومدم بگم...
اونایی که دانشگاه های دیگه قبول شدن...
شام که ندادین... عوضش افطاری ما رو دانشگاتون دعوت کنین!!!!
دعوت کنین منم روزه می گیرم!
۶ماه سال تو فصل سرما در خواب زمستانی...
موقع بیداری هم بهار شده و هوا خوبه...
بی خیال! تنها مشغله زندگیش پیدا کردن غذاست!
آخرش هم یا به مرگ طبیعی میمیره یا با یه تیر خلاصش می کنن که پوستشو بکنن...
ولی مهم اینه که روزاش رو با این فکر شروع نمی کنه که ممکنه امروز کشته بشه! اصلا راجع به شکارچی ها فکر نمی کنه... فکر نمی کنه امروز چی میشه... فردا چی میشه... یه سال دیگه چی میشه...مجبور هم نیست واسه زندگیش برنامه ریزی کنه!
چقدر از این ابیات خوشم اومد:
خورشید رخشان می رسد مست و خرامان می رسد
باگوی و چوگان می رسد سلطان میدانیست این
هرجا یکی گویی بود در حکم چوگان می دود
چون گوی شو بی دست و پا هنگام وحدانیست این
گویی شوی بی دست و پا چوگان او پایت شود
در پیش سلطان می دوی کین سیر ربانیست این
